تبليغاتX
ترکمن شناسی } A:hover { COLOR: #FFCC00; } A:visited { FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 8pt; TEXT-DECORATION: none; FONT-FAMILY: tahoma, tahoma, sans-serif; MARGIN: 0px; LINE-HEIGHT: 150%; } .date { COLOR: #666666; FONT-SIZE: 6pt; } .posts { FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 150%; font-family: tahoma; color: #CCCCCC; text-align: right; } A.postFooter { TEXT-DECORATION: none; FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #666666; FONT-FAMILY: tahoma, "times new roman", sans-serif; LINE-HEIGHT: 100% ; padding-top:5 ; } BODY { scrollbar-3d-light-color:#666666; scrollbar-arrow-color:#ff0000; scrollbar-base-color:#cc0000; scrollbar-dark-shadow-color:#ffffff; scrollbar-face-color:#cc0000; scrollbar-highlight-color:#000000; scrollbar-shadow-color:#cccccc; } .style1 { font-family: Tahoma; font-size: 9pt; color: #FFCC00; } .style2 {color: #FFFFFF}
blogs Templates for your blog persianweblog
همه با هم دست به دست هم در راستای ایرانی آباد
ترکمن شناسی

جايگاه اسب در جامعه و در فرهنگ و ادب تركمن
   

جايگاه اسب در جامعه و در فرهنگ و ادب تركمن


درمورد نژاد اسب‌هاي تركمن و تاريخچه آن در كتاب‌هاي گوناگون مطالب زيادي بيان شده است – به خصوص در كتاب تبارنامه اسب تركمن – به همين لحاظ در اينجا فقط به ذكر چند نكته بسنده مي‌شود.
با توجه به جمجمه‌اي كه شباهت زيادي به جمجمه اسب تركمن دارد و توسط باستان‌شناسان كشف شده است كه مربوط به 300 سال قبل از ميلاد مي‌باشد، قدمت اجداد اسب تركمن را افزون‌تر از دوهزار سال تخمين مي‌زنند.
به عقيده «برتلف»Berthelef مهد نخستين پرورش اسب تركمن كوههاي تيان‌شان در تركستان خاوري يا تركستان چين بوده است و از همين جا اسب و گردونه اسبي به چين راه يافته است.
اسب تركمن در دو مقطع از تاريخ به شدت ضربه خورده است، يكي از دوره نادرشاه افشار كه اسب‌هاي تركمن را با سيلمي‌هاي عرب تركيب كردند و نژاد جديدي به نام چناران به‌وجود آوردند. در اين باره در كتاب تبارنامه اسب آمده است: «براي رسيدن به هندوستان راه‌هاي طولاني و طاقت‌فرسا در پيش لشكريان ايران بود و براي طي اين مسير احتياج به مركبي بود كه قادر باشد اين مشكل را حل كند. به اين منظور، طبق دستور نادرشاه سيلمي‌هاي عرب را با ماديانهاي تركمن تركيب و نژاد جديدي به نام چناران به وجود آمد.»
« ديگر اين كه سالهاي اخير به علت ورود اسب‌هاي خالص پاكستاني كه براي مسابقات سرعت در دوره‌هاي كوتاه مناسب هستند، ميدان رقابت براي اسب‌هاي تركمن كه داراي قدرت و نفس بسيارند تنگ شده و در نتيجه تعدادي از اسبداران تركمن بدون هيچگونه مطالعه علمي و هدف صحيح شروع به خريد آن براي تخم كشي با ماديانهاي تركمني كردند واسب دو خوني به وجود آمد. اين نوع كشش‌ها اصالت چندين ساله اسب تركمن را نيز از بين بردهه است.»
« فرير. ج . پ » Ferreier.J.P. بيان مي‌كند كه : «‌ اسب‌هاي تركمن كاملاً آرام و نجيب هستند و عموماً تصور مي‌شود اين اسب يال ندارند، اما اين اشتباه است. واقعيت اين است كه پوشش‌هاي سنگين و ضخيم باعث ريختن آن مي‌شود. قيمت هر اسب حدود 15 الي 20 ليره است. اما اسب‌هايي نيز پيدا مي‌شوند كه بين 400 تا 500 ليره ارزش دارند و يا حتي بيشتر، و با اين كه براي سرعت تربيت نشده‌اند به خوبي با اسب‌هاي انگليسي قادر به مسابقه در مسافت‌هاي خيلي كوتاه هستند. البته يك تركمن هيچ‌وقت و به هيچ قيمت اسب خوبي را كه دارد نمي‌فروشد.»
«جيمز آبوت» James Abbott در كتاب شرح مسافرت خود مي‌گويد: «اسب تركمن قوي، داراي عضلات به هم فشرده و چشمان زيبا است. راه رفتن آن باشكوه است و رگ و پي‌هاي درشتي دارد.»



منزلت اسب در اسلام

اسب در كتاب آسماني مسلمانان از احترام و جايگاه خاصي برخوردار است. پروردگار در قرآن كريم به اسب تيزتك سوگند خورده است كه در نوع خود سخني بس شورانگيز است: «والعاديات ضبحاً فالموريات قدحاً فالمغيرات صبحاً فاثرن به نقعاً فوسطن به جمعاً» (سوره عاديات آيات 1 تا 5) سوگند به اسب‌هائي كه در تاختن، نفسشان به شماره مي‌افتد و سوگند به اسب‌هائي كه به هنگام شتاب، از برخورد سم‌هايشان با سنگ‌ها، آتش برمي‌افروزند. صبحگان (دشمنان حق) را به غارت مي‌گيرند و گردوغبار برانگيخته، گرداگرد سپاه دشمن حلقه مي‌زنند و آنان را محاصره مي‌كنند.
اين حيوان نجيب، كه از ديرباز در سفر و حضر و در جنگ و صلح، يار ديرين آدمي به شمار مي‌رفته است، در همگي اديان و مذاهب، مورد توجه بسيار بوده است. در قرآن ضرورت نگهداري و تربيت اسب، به صراحت بيان شده و در اين خصوص به مسلمانان سفارش شده است: «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه و من رباط الخيل ترهبون به عدوّالله و عدوّكم...» (سوره انفال آيه 60) شما (اي مؤمنان) تا جائي كه در توان داريد، سلاح‌ها و اسب‌هاي جنگي آماده سازيد تا دشمنان خدا و بدخواهانِ خود را به هراس افكنيد.



جايگاه كنوني اسب

با اينكه منطقه تركمن‌صحرا هنوز هم به عنوان يكي از مهترين مراكز پرورش و نگهداري اسب به شمار مي‌رود، ولي به طور كلي ساختار اجتماعي در رابطه با اسب نسبت به گذشته دگرگون شده است.
مراكز پرورش و نگهداري به مناطق ويژه‌اي محدود شده است و در شهر از رفت و آمد اسب‌ها مطلقاً اثري نيست. اين كه هر فرد تركمني اسب داشته باشد و يا سواركاري بلد باشد، تصوري بيهوده است، زيرا حضور اسب‌ها تنها در ميدان‌هاي مسابقه شهرهاي گنبد كاوس، بندرتركمن و آق قلا خلاصه مي‌شود. البته، به غير از تمرين‌ها كه در دشت‌هاي هموار و سرسبز انجام مي‌دهند. شرايط زندگي و نيز هزينه‌هاي گزاف به هر فردي اجازه داشتن اسب را نمي‌دهد، چون كه هزينه‌ نگهداري يك اسب (منظور يك اسب خوب كورس است). از هزينه ماهانه چند خانواده نيز افزون‌تر است.
بنابراين، خيلي از افراد حتي براي يك بار هم سوار اسب نشده‌اند. البته اين امر را نمي‌توان دليل بر كاهش علاقه اين قوم به اسب دانست، زيرا حضور چند ده هزار نفري مردم در ميدان‌هاي مسابقه، خود گواه بر اين است كه عشق به اسب با خون اين مردم عجين است و به آسادگي از بين رفتني نيست.
در مورد آداب و سنن هم، ديگر همچون گذشته نيست. در عروسي‌ها هيچ گونه مسابقه اسب‌سواري برگزار نمي‌شود، و يا مراسمي شبيه به مراسم «كوك بوري» به هيچ عنوان برگزار نمي‌شود، چون نه شرايط موجود چنين مراسمي را ايجاب مي‌كند و نه امكانات برگزاري آنها هست.
زيور آلات قيمتي اسب تقريباً ديگر به چشم نمي‌خورد و پوشش‌هاي آن نيز تنها به اقلام معدودي، محدود مي‌شود.
بعد ديگري از قضيه كه تا حدي امروزه نيز باقي مانده است، بعد اقتصادي است، يعني، فردي اگر اسبان خوبي داشته باشد و به پرورش اسب همت گمارد، بي‌گمان پول خوبي از اين راه نصيبش خواهد شد.
باري، در هر صورت و تحت هر شرايطي باز هم اسب و تركمن دو يار ناگسستني هستند و روابط تنها تحت تأثير شرايطي اجتماعي در هر دوره به گونه‌اي ديگر متجلي مي‌شود.
اسب در زماني كه تركمن‌ها دستشان از همه جا كوتاه بود، بهترين ياور آنها به شمار مي‌رفت و مي‌توان گفت، تمام زندگي آنها را تشكيل مي‌دارد، و بسيار حق ناشناسي مي‌خواهد كه انسان ياور ديرينه خود را به دست فراموشي بسپارد، و بحمدالله هنوز اين گونه حق ناشناسي در فرهنگ تركمن جاي نگرفته است. پس رابطه به گونه سابق برقرار خواهد بود. يعني هر جا نام تركمن به ميان آيد موجوديت اسب به ذهن خواهد آمد و بالعكس.





پوشش اسب و نحوه انجام مسابقات:

نظر به اهميتي كه تركمن به اسب قائل مي‌شده است و حتي او را بهتر از خود پرستاري مي‌كرد. پوشش‌هايي كه براي اسب خود در نظر مي‌گرفت، بسيار متعدد و كامل بود، درحالي كه خود شايد بيش از يك لا پيراهن مندرس به تن نداشت.

اين پوشش‌ها عبارتند از:

1- دروني‌ترين پوشش اسب را «اچرگي» Ecergi مي‌گويند.

2- بعد از اچرگي، نمد ديگري به نام «گزرمن» Gezermen قرار مي‌دهند.

3- جل و «اورتمن» Ortmrn پوشش‌هاي بعدي را تشكيل مي‌دهند.

تمام اين پوشش‌ها را با بندي به نام «قارين باغ» Garinbag (شكم‌بند) به تنگ‌گاه اسب وصل مي‌كنند. در زمستان اسب را با نمد سفيد بزرگي مي‌پوشانند كه به آن «بورامه‌كچه» Buremekece مي‌گويند. تركمن‌ها به اسب نعل نمي‌كوبند، چون خاك صحرا نرم است و احتياجي به نعل ندارد. زين را به زبان تركمني ايه‌ر Eyere مي‌نامند كه ركاب يا اوزنگ Ozeng به آن متصل است. مهار اسب را اويه‌ن Uyen مي‌گويند. علاوه بر اينها اسب تركمن داراي زيورآلات نقره‌اي با آب طلا بود كه به اسب زيبائي خاصي مي‌داد. اين زيورآلات عبارتند از:

1- آلاغايش: Alagayis نوار چرمي كه روي آن را با نقره و طلا آرايش داده، زيور بسيار جالبي كه نفيس و گران‌قيمت است و آن را به گردن اسب مي‌بستند.

2- گووس‌بند: Gewisbnd زيوري از طلا و نقره بعد از آلاغايش مي‌بندند.

3- يل فه ويچ: Yelfewic كه بر پيشاني اسب مي‌بندندو داراي زيوري است از نقره و طلا، كه براي دفع مزاحمت حشرات مزاحم استفاده مي‌شود.
اين روش‌هاي ويژه در پوشاندن اسب بيشتر از نبودن جايگاه براي اسب و خوي كوچ‌نشيني تركمن ريشه گرفته و اكنون براي اسبداران به موجب يك ضرورت درآمده است.
مربي اسب را «سيس» Seyis و چابك‌سوار نوجوان را «آت‌اوغلان» Atoglan مي‌گويند. كره‌ها را در شش‌ماهگي از شير گرفته و آنها را با نمد زين كرده و به تدريج با افسار آشنا مي‌كنند.
اسب‌ها را نسبت به چابكي و دوام و سن به چند دسته مي‌كنند. مثل «بيرآيلام» Biraylam (يك‌دور)، «ايكي‌آيلام» Ikiaylam (دودور) و غيره.
كرّه يكساله را «طاي» Tay گويند، بيست‌ماهه را «قاباقونان» Gabagonan ، كرّه دوساله پرقدرت را «اولي‌قونان» Uligonan ، اسب بزرگ را «اولي»، اسب بزرگ كم‌نفس را «يلدم» Yeldom ، اسب بزرگ پرنفس «اولي‌يلدم»، اسب پرنفس تيزرو را «انه‌سي‌بايراق» Enesibayrag و اسب پرنفس را «چايرچي» Cayirci مي‌نامند.

 

 


روابط در دانشگاه ها
 

روابط دانشجو با استاد ..

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
..

۱- دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره..................

۲- دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.و.... معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد: ..

۱-دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.

۲-دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد..(دانشگاه قزوين)

۳-نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند. معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند

روابط دانشجو با دانشجو ..

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره !

ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب :

۱- روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري(دختره دل تو دلش نيست)

۲- روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي

۳- روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها(دختره:بابا شمارتو بده جزوه سيخي چند)

۴-روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريح!

۵- روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم !

۶- روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!

۷- روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...چي بگم والا


روابط استاد با دانشجو ..

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:..

۱- استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.

۲- استاد هم مجرد است هم شکارچي!

۳- استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر: اتفاقات تکراري است...

ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر: استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند ..


روابط کارمندان با دانشجو و بالعكس ..

معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. (دخترا با وعده وعيد كارا رو درست ميكنه)...

 

 


مراسم بر پائی آلاچیق ترکمن ها
 

                             اصطلاحات رایج درمحاورات تركمنی

همه ما درگفتگوهای روزمره خود، عبارتهای مصطلحی نظیر ((مبارك باشد))، ((خسته نباشید ))،((دستتان دردنكند))و… رادرحالات وموقعیتهای گوناگون برای ابراز احساسات درونی مان نسبت به اطرافیان خودوگاه جهت آغاز ارتباط كلامی بكار می بریم ،به طور مثال درزبان تركمنی ،چنین ضرب المثلی وجود داردبای بیر تازه دون گیسه ،((قوتلی بولسین !))دییر لر ،غریب تازه دون گیسه ،((نیردن آلدینگ ؟))دییرلر.

ترجمه :
اگر ثروتمندلباسی نوبپوشد،می گویند: ((مبارك باشد!))اما اگر فقیر لباس نوبپوشد،می گویند: ((ازكجاگرفته ای؟))برخی از عبارتهای مصطلح ،جوابی درخور دارندكه همواره در پاسخ گفته می شود.مثلا":درجواب ((خسته نباشید!))می گویند: ((سلامت باشید)).اینگونه عبارات مصطلح درتمامی زبانها شایع می باشند واشخاص دربرقراری روابط اجتماعی ازآنها سودمی جویند ؛چرا كه این عبارات ،عمل نخستین دیدار ونیز صمیمیت بامخاطب راتسهیل می نماید.زبان تركمنی ،از حیث داشتن عبارات مصطلح بسیارغنی وظریف است .درزبان تركمنی عبارات فراوانی درحالات وموقعیتهای گوناگون (چون :كار،تجارت ،تولدفرزند،مرگ ،عروسی،اظهار تشكر،شكار ،زراعت و…)مورداستفاده قرار می گیردكه درزیر،به صورت فشرده به معرفی وتوضیح آنهاخواهیم پرداخت .گفتیم كه عبارات مصطلح درزبان تركمنی غالبا"جوابی مناسب دارند ؛بر این اساس آنها رابه دو گروه عمده می توان تقسیم نمود:الف عبارات دارای جوابهای ثابت،بعبارات دارای جوابهای عمومی .
الف : عبارات دارای جوابهای ثابت

این گونه عبارات غالبا"باجوابهای مشخص ،ثابت وشناخته شده أی پاسخ داده می شوندواهم آنها درذیل آورده شده وموقعیت كاربردی هر یك ازعبارات ونیز ترجمه تحت الفظی هر یك از آنها قید گردیده است :

به هنگام كار:
/_آرمانگ !(خسته نباشید!)
ج_باربول .(سلامت باشید.)

به هنگام دادوستد:
/_سودا گشاد!
ج_دولت زیاد.

به هنگام بیان تشكر وامتنان :
/_تانگری یا لقاسین !(خداوندازگناهت درگذرد! )
ج_بیله یا لقاسین .(ازگناه هر دویمان درگذرد.)

به هنگام برداشت محصول (گندم وجوو… ):
/_خرمنینگابركت!(بركت برخرمنت!)
ج_عمرینگه بركت.(بركت بر عمرت).

به هنگام كاشت وكار:
/_تخمینگ مونگلسین!(بذرت هزارشود!)
ج_دشمنینگ اینگلسین.(دشمنت بنالد.)

به هنگام آغاز كار(ازقبیل قالیبافی ،ساخت خانه و…):
/_ایشینگ ایلریك !(كارت به پیش !)
ج_یاشینگ اوزین.(عمرت دراز.)

به هنگام ورودبه جلسه شورومشورت:
/_مصلحت بیریكسین!(مصلحت یكی{موردتوافق}باشد!)
ج_دشمنینگ ایریكسین .(دشمنت درمانده باشد.)

به وقت بازگشت از شكار:
/_آوقانلی !(شكارخونین باشد!)
الف_اگر طرف شكاری نزده باشد،می گوید:
آوجانلی !(شكار جان دارد!)
ب_اگر موفق به شكارشده باشد،می گوید:
یاشینگ اوزین !(عمرت دراز!)

به هنگام دیداردیر هنگام درشب:
/_گیچ یاغشی !(دیر بخیر!)
ج_گلن یاغشی!(مهمان بخیر!)

به هنگام بدرقه مسافر:
/_یولونگ آچیق !( راهت باز!)
ج_دشمنینگ باسیق !(دشمنت منكوب!)


ب:عبارات دارای جوابهای عمومی
این عبارات معمولا"جواب ثابت ومشخصی ندارندومعمولا"باپاسخهای كل شمول وعمومی ازقبیل ((ساغ بول!))(سلامت باشی!)،((تانگری یالقاسین!))(خداونداز گناهت درگذرد!)و…جواب داده می شوند:

به هنگام تبریك خانه جدید گفته می شود:
_یورت آلادینگ !(جای ومسكن بگیری!)

به هنگام فوت فرزندگفته می شود:
_آخرت بالانگ بولسین!(كودك آخرتت باشد!)

به هنگام تبریك تولد فرزندگفته می شود:
الف_اگر پسر باشد: ((قول توتدونگمی؟قوتلی بولسون!))(آیاغلامی گرفته أی ؟میارك باشد!)
ب_اگردختر باشد: ((باییدینگمی؟بختی بولسون!))(آیامكنت یافته أی؟خوشبخت باشد!)

به وقت زاییدن حیوانات خانگی (همانندگاوو…)گفته می شود:
_هووری كوپ بولسون !(همراهش بسیارباشد!)

به هنگام عیادت از بیمارویاكسی كه دررنج وسختی افتاده است،گفته می شود:
_قورقانینگ قوت بولسون !(ترست به بخت مبدل شود!)

هنگام تحمل رنج وسختی ویابیماری :
_آخرت عذابینگ بولسون!(عذاب آخرتت باشد!)

به هنگام عرض تسلیت گفته می شود:
یزی یاراسین !(سربازماندگانش به سلامت!)
_ایمانلی بولسون!(باایمان باشد!)و…

به هنگام عرض تبریك گفته می شود:
_قوتلی بولسون !(مبارك باشد!)

به هنگام عرض شادباش گفته می شود:
_گوزونگ آیدینگ!(چشمت روشن) .

به هنگام ضرروزیان مالی گفته می شود:
_خیرلی چیقداجی بولسون !(آنچه ازدست رفته ،خیر داشته باشد!)

درمباركباداسب جدید گفته می شود:
_قازیغینداقارریسین!(

درمباركباد عروسی جدیدگفته می شود:
_جیلاوینگداقارریسین!(پابه پای هم پیر شوید.)

مهمان پس از صرف طعام غالبا"می گوید:
_قازانانینگ یاشی اوزین !(عمر میزبان طولانی باد.)

_ساچاغینگابركت !(بركت به سفره ات)

مهمان هنگام ترك خانه می گوید:
_اویونگ آبادان !(خانه ات آباد.)

برای بیان تشكر از شركت كنندگان درمراسم عمومی(عروسی ،عزاو…) گفته می شود:
_سیلاغینگ تویونگداقایتسین!(احترامت درعروسی جبران شود.)

هنگام جدایی دونفر از یكدیگر (كه به صورت اتفاقی همدیگرراملاقات كرده اند)گفته می شود:
_تویداساتاشایلی !(درعروسی یكدیگرراببینیم .)

درآغاز هر امر خیری (از قبیل عروسی و…)گفته می شود:
_اونگونا باشلاسین!(به فرخندگی شروع شود.)
_اونگ بولسون !(خبر باشد.)

برای بیان تبریك تولد فرزند،غالبا"می گویند:
_یاشی اوزین بولسون !{یا}یاشی اوزاق بولسون !(عمرش دراز باشد.)
_صالجی سی بولسون .(ازصالحان باشد.)

به هنگام بدرقه زایران :
_یول بولسون!(اوغوربخیر !)

به هنگام عیادت از بیمار :
_سونگی خیر بولسون !(عاقبت بخیر!)

درهنگام جدایی ،بدرقه و…
_ساغلیقدا گوروشیلی !(دیدار به سلامت! )

فقط به هنگام بدرقه :
_ساغ آمان بار!(به سلامت!)

فقط به هنگام استقبال:
ساغ آمان گلیا رمینگ ؟(به سلامتی می آیی؟)كه غالبا"چنین جواب داده می شود:
_قورغون گلیا ریس !(به خوشی وسلامتی می آییم.)

به هنگام مراجعت ازمسافرت به خانه و…
_ساغ آمان اوتیر میسینگیز؟(سلامت هستید؟)كه غالبا"چنین جواب داده می شود:
_قورغون اوتیریس !(الحمدلله !سلامت هستیم !)

دربیان مباركبادلباس نو:
_اگنینگده ییرتیلسین !(برازنده تنت باشد!)

دربیان مباركبادكفش نو:
_آیاغینگدا توزسون !(برازنده پایت باشد!)

مباركبادهرچیز نو:
_خیری بولسون!(بخیر باشد!)

درمراسم((صدقه))واطعام جهت اموات:
_آلنینابارسین!(ثوابش به اوواصل شود.)

درزمان پایان یافتن بافت قالی وقالیچه و…وبریدن آن:
الف_اگربرای فروش باشد:
_بازاری بولسون!(بازار خوبی داشته باشد!)
ب_اگربرای مصرف خود باشد:
_یاغشینگا(=تویا)یاراسین .(جهت امر خیر {یا:عروسی}به كاررود.)

درجواب عبارات مصطلحی ازاین قبیل ،معمولا"متناسب بامعنا ومضمون آن ،یكی ازپاسخهای زیر داده می شود:
_ساغ بول!(سلامت باشی!)
_تانگری یالقاسین !(خداوند ازگناهت درگذرد!)
هر دوموردفوق به منظورتشكر وسپاسگزاری است.
_آمین!
_آیدانینگ بولسون !
(دعایت قبول باشد!)
هردوموردفوق به منظورطلب قبولی دعای خیر است.

_آلنینگا یاغشی !(برازنده وجود شماست!)
_سیزه _ده خدای یتیرسین !(خداوندنصیب شما نیز بكند.)
هر دوموردبرای درخواست وآرزوی امری مشابه (برای طرف مقابل)است.
ذكر تمامی عبارات مصطلح باتمامی مواردكاربردآنها امری بسیاردشواراست؛زیرا درزبان ظریف تركمنی حتی برای بسیاری از جزئی نیز عبارات مصطلح ویژه أی استفاده می شود.
به عنوان نمونه ،اگر كسی به عیادت بیماری برود وصحبت ازطبیب بیمار به میان آید،باگفتن عبارت ((ادنی ام بولسون ))(آنچه می كندشفابخش باشد)ویا((الی ینگیل بولسون ))(دستش سبك باشد)دعای خیری می نمایند.ریزه كاریها یی ازاین دست،محتاج تحقیق وتتبعی بیشتر وعمیق تر درفرهنگ غنی وپویای تركمنی می باشد.

 
 

 


نقد رمان آوای صحرا
                                                    نقد رمان آوای صحرا   

رمان « آواي صحرا» نوشته نويسنده صاحب نام ترکمن عبدالرحمن اونق است که چاپ نخست آن در سال 1381 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد. اين رمان در 399 صفحه نگاشته شده ، و داستاني تاريخي است که نويسنده در آن، آواي جدائي ها، آواي مهرباني ها و نيکي ها، آواي عشق و کينه، آواي باورها و ناباوري ها، آواي تفرقه و اتحاد، آواي جنگ وصلح، آواي توطئه و يکرنگي، آواي سنت ها و رسوم و آواي يموت ها وتکه ها را در هم تنيده و بهم بافته و بعنوان مجموعه اي واحد عرضه مي نمايد.
جايگاه اصلي حوادث و ماجراهاي اين رمان «کمش دفه» است. امتداد رويدادها به ديگر نقاط حاشيه درياي خزر و «اينچه برون» نيز کشيده ميشود. رمان عليرغم تاريخي بودنش در توصيف اماکن و روستاها آنطور که بايد انتظارات را برآورده نمي سازد، و اين شايد يکي از ضعف هاي اين رمان باشد.
زمان وقوع رويدادهاي رمان از آغاز تا پايان در دوران قاجاريه و دوره سلطنت ناصرالدين شاه است. که به صراحت در داستان نيز عنوان مي شود. نويسنده رمان در انعکاس واقعيت هاي اين دوران موفق است. يکي از حقايق مربوط به اين دوران اين بود که شاهان قاجار براي اعمال اقتدار شاهانه خود هميشه تلاش ميکردند که سياست تفرقه بيانداز و حکومت کن را بهر شکل ممکن بکار گيرند. " يک مسافر انگليسي مي نويسد که « شاهان قاجار امنيت وآسايش خود را با سوءاستفاه از حسادت هاي گروهي و تحريک شده آنها تأمين ميکردند.»" ( ايران بين دو انقلاب: ي. آبراهاميان ـ صفحه 54) " آنان(شاهان قاجار) با دامن زدن به اختلافات محلي ــ ميان حيدري ها و نعمتي ها در شوشتر، اصفهان، قزوين، شيراز؛ ميان شيخي ها و متشزعه ها در تبريز... ميان ترکمن ها و فارس ها در شمال شرق و... حضور خود را در مناطق دور افتاده حفظ مي کردند و اطرافيان خود را يه حکمراني ولايات مي گماشتند." (هماجا صفحه 55) . سياست توطئه و تفرقه قاجار حتي به ميان طوايف مختلف ترکمن ها نيز امتداد مي يافته است که آواي ترکمن بروشني آن را بگوش و چشم خواننده مي رساند.

داستان با بحران عجيبي شروع مي شود. بحراني که مجموعه اي از تناقضات است.از يک طرف هيجان ديدار دوباره مردان،يکي از قهرمانان اصلي رمان، که سال ها از خانه و خانواد ربوده شده، مرداني که روزها و شب ها به دنبالش گشته بودند، مرداني که در نبودش اشک ها ريخته شده بود؛ همه ده را پر مي کند. اما ناباوري، ناباوري به حکومت ها چه ايراني، چه روسي، نا باوري نسبت به اينکه چرا اکنون مردان را پس مي دهند، چرا بعد از اينهمه سال ها، ترديد را رشد مي دهد. مادرو پدر، خويشاوندان، مردان و زنان ده در برابر دو راهي خوشحالي يا بدبيني قرار مي گيرند. مردان را پس مي دهند، چه خوب، ولي نکند نقشه اي در کار باشد؟ توطئه اي چيده شده باشد؟
نويسنده با مهارتي زيبا نشان مي دهد که مردان و زنان ترکمن، ابه ترکمن چه اندازه زجر کشيده و چه ها گذرانده است که حتي در روز آمدن مردان نميتوانند خوش باشند، بلکه بيم از توطئه، نگراني از غريبه جلوه خود رابه وضوح تمام نشان ميدهد.

برخورد پدر ومادر که جگرگوشه خود را بازيافته اند، برخورد ترکمن ها اعم از زن ومرد، پير و جوان با مردان به زيبايي تشريح شده است.
مردان نيز از طرفي ديگر متوجه اين برخورد دوگانه است. « مردان انتظار هلهله و شادي استقبال کنندگان را نداشت اما از طرز نگاه کردنشان هم هيچ خوشش نيامد. انگار غريبه اي از آن ور دنيا به سرزمين شان پا کذاشته بود» (آواي صحراــ صفحه 52 )

مارال، آهوي زيباي ابه نيز گرفتار تناقض است. از يک طرف دوباره ديدن مردان، عشق دوران کودکيش، دوست و همراز دوران کودکيش بازگشته « اما با قيافه اي ديگر. مارال هيچ نشاني از آن کودک خجول سر به زير در مردان نمي بيند»(آواي صحراـ صفحه 53) دل مارال سرشار از شادي و نگراني است. «او تعلق به اينجا ندارد، نمي تواند دوام بياورد، اي کاش صورتش مثل صورت جوانان صحرا آفتاب سوخته بود و به قهوه اي ميزد ...چرا؟ من حالا چطور مي توانم تمام آنچه را که در طول اين سالها در قلبم جمع کرده ام به او بگويم؟» (آواي صحراـ صفحه 53)

عبدالرحمن اونق الحق به زيبايي از بحران پدر و مادر خوانده مردان نيز پرده برداري ميکند. رضاقلي خان و گل بانو در آستانه از دست دادن پسري هستند که آنهمه سال در آغوششان پرورده اند. بدون مردان ديگر زندگي برايشان معنائي ندارد، او تمام هستي آنهاست. مردان عضوي از خانواده آنهاست، فرزند آنهاست، گل بانو بي او نابود ميشود همينطور رضاقلي خان. (آواي صحراـ صفحات 29ـ28 )

اما حکومت قاجار نقشه هايي دارد. حال در اين ميان براي حکومت قاجار فرقي نمي کند که مردان قرباني اهداف شان بشود يا نشود. هدف او، يعني ناصرالدين شاه فقط اين است که «تراکمه را سرجايشان بنشاند.» او نيز ميخواهد « به مانند نادرشاه ترکمن ها را سرکوب کند و خود را شاه قدرتمندي نشان دهد.»(آواي صحرا ـ صفحه 18) انديشه او در اين است که « اگر اين جوان بتواند اين دو تيره جعفرباي و آتاباي را با هم متحد کرده و عليه تکه ها بشوراند، بسياري از مشکلات ما در آنجا حل خواهد شد. هم از دست قبيله بد قلق راحت مي شويم و هم راهمان براي مطيع ساختن بقيه تيره ها باز مي شود.» (آواي صحرا ـ صفحه 21)

آتش اختلافات و درگيري ها ميان طايفه هاي گوناگون ترکمن هم بدلايل تاريخي و هم بعلت دسيسه چيني هاي تفرقه افکنانه دولت هاي روس و ايران و مداخله جوئي هاي حيله گرانه انگليسي ها، شعله ور است. توصيف هاي واقع گرايانه عبدالرحمن اونق ازاين پديده و رنج تاريخي بدون هيچ اغراق، در سطح بالائي ارائه گشته است. « خيلي وقت است که عطش جنگ ميان اين دو تيره فروکش کرده است، به جز در ميان چپاولزنان که آن هم بيشتر از طرف راهزنان و شايد جوانان طالب جنگ است. آتاباي ها، هم باقشون استرآباد درجنگند و هم با تکه ها و هم بايد مواظب جعفرباي ها باشند. جعفرباي ها هم ديگر انگيزه اي براي جنگيدن ندارند، مگر براي گرفتن انتقام. با توجه به شناختي که ما از جعفرباي ها داريم، آنها منطقي ترين تيره ميان ترکمن ها هستند. راحت مي شود باهاشان کنار آمد. حالا يک نفر باغيرت لازم است که پاپيش بگذارد تا آنها را از اشتباهشان در بياورد. يک نفر که هم دلش به حال آنها بسوزد و هم بادل و جان بخواهد به اين برادرکشي پايان دهد. خودشان امکان ندارد به اين نتيجه برسند. غرورشان اين اجازه را به آنها نمي دهد. اگر هم به اين نتيجه رسيده باشند که صلح کنند، دوست دارند اول ديگري قدم پيش بگذارد. اين درحالي است که خان هاي هردو تيره، هم خان آتاباي و هم خان جعفرباي، دوستان قديمي هستند. کساني هستند که قبلا در جنگ عليه روس ها در کنار هم جنگيده اند. حالا اگر کسي پيدا شود و بتواند آنها را راضي بکند، خيلي از مشکلات حل مي شود. و چه بهتر که آن يک نفر الياس آخوند(پدر مردان) باشد. بر اساس اطلاعات ما، خان کمش دفه قبل از همه، به مصلحت او عمل مي کند که البته نه فقط کمش دفه بلکه همه ابه ها به او به ديده احترام مي نگرند. هم آخوند است و هم طبيب، و اگر مردان بتواند پدر را به اين کار راضي کند، چند ماه نشده کار تمام است. مهم خان هاي دو تيره هستند. خان ها اگر راضي شوند راضي کردن بزرگان هم چندان مشکل نيست. اگر اين اتحاد صورت بگيرد و آتاباي ها از بابت جعفرباي ها خيال شان راحت شود، با روحيه و افرادبيشتري بر تکه ها خواهند تاخت. مخصوصا اگر ترتيبي داده شود که قشون استرآباد هم هماهنگ با آتاباي ها بر تکه ها هجوم بياورند، کار تکه ها تمام است.» ( آواي صحرا صفحات 25 ـ 24 )

ناصرالدين شاه در خيالش تکه ها را مي ديد که پا به فرار گذاشته و قشون ايران از کشته آنها پشته ساخته است. ( آواي صحراـ صفحه 25) غافل از اينکه « در صحراي ترکمن، هيچ چيز را از قبل نمي شود پيش بيني کرد» (آواي صحراـ صفحه 24)

مردان اما، با وظيفه اي بس سنگين به ميان ابه و به ميان مردمش باز ميگردد. حالا او فقط به ديدار پدر ومادرش نمي رود، يا فقط متحد کردن يموت ها وظيفه اش نيست. وظيفه اي بمراتب بزرگتر و با ارزش تر براي خود تصور مي کند... و سفر را توفيقي اجباري مي داند که توسط آن تلاش دارد ذهنيت ترکمن ها را به ايران عوض کند. ترکمن ها بايد خود را يک ايراني بدانند، يک ايراني. ( آواي صحراـ صفحه 43)

مردان به ابه کمش دفه وارد مي شود، به ميان مردمش، مردمي که « خواب بعد از ناهار جزو عادت آنهاست وچاي بعد از خواب...مخصوصا چاي سبز با شکلات ترش بادکوبه اي، دل چسبترين لحظه هاي آنها.» (آواي صحراـ صفحه 69)

توطئه خط سرخي است که در طول تمام داستان نمايان است. مردان که از يکسو توسط توطئه گران اصلي (دولت قاجار و مباشران انگليسي) به سرزمين پدري اش فرستاده مي شود، از سوي ديکر در صحرا نيز آماج توطئه است. يک يا چند نفر که وجود مردان به نفعشان نيست عليه اش شايعه پراکني مي کنند. الياس آخوند فکر ميکند يکي از آنها مي تواند قياس خان باشد. الياس آخوند ميداند که گرچه ميانه قياس خان با او خوب نيست ولي او آدم با حوصله اي است، زود تصميم نمي گيرد مگر اينکه روس ها کيشش کرده باشند. با همه اينها الياس آخوند نمي تواتد به خود بقبولاند. به عاشير لنگ شک ميکند، ولي او نيز نمي تواند باشد، چون که او يک آدم خرافي است که اگر پشت سر کسي هم شايعه پراکني کند، با خانوده آخوند چنين نخواهد کرد. پس کي؟ چه کسي؟
نويسنده توطئه هايي را که با مقاصد سياسي جريان دارند بطرز ماهرانه اي با توطئه هايي که اهداف عشق و عاشقي دارند بهم آميخته و به داستان رنگ و بوي انساني تر ي ميبخشد. مارال و مردان خاطر همديگر مي خواهند ولي چشم قارلي پسر قياس خان نيز به دنبال مارال است.

در ميان توطئه ها و شايعه پراکني ها ، در ميان ناباوري ها و بي اعتمادي ها، مردان هاجر گلجه را پيدا مي کند. پيرزني که مانند او مهاجر است. او از "گليداغ" به کمش دفه مهاجرت کرده، غريبه اي که با ديگران درست مثل مردان تفاوت دارد. مردان يموت و هاجر گلجه گوکلان يکديگر را مي يابند. هردوي آنها درد مشترکي دارند. درد مشترکشان اينستکه ابه هيچ يک از آنها را از خودشان نمي داند. اما اين دو آروزي مشترکي نيز دارند. آرزوي صلح. «تو طالب صلح هستي، من هم هستم، اما من صلحي مي خواهم که هميشگي باشد. صلحي که هم ترکمن ها را با هم متحد بکند، اين طوري همسايه هاي ما نيز از جنگيدن با ما حذر خواهند کرد. ولي ابتدا بايد جعفرباي ها را با آتاباي ها آشتي داد. همين کاري که تو مي خواهي انجامش بدهي.» (آواي صحراـ صفحه 87ـ86)

عبدالرحمن اونق بسيار زيبا انگيزه آرزوي صلح در دل هاجر گلجه را بقلم مي کشد. صلح را براي چه ميخواهم؟ « حداقل نفعي که من مي برم اين است که مي توانم قبل از مرگم يکبار ديگر گليداغ را ببينم و روي کوه هاي سر به فلک کشيده اش بنشينم و منظره زيباي جنگل ها و باغ هايش را ببينم و گل هايش را ببويم.» (آواي صحراـ صفحه 87). «مي توانم بياد جواني هايم و بياد کسانم و دوستانم که ديگر هيچگاه نمي بينمشان اشک بريزم...من هيجده سال در آنجا، درميان کوه هاي گوگلان ها زندگي کردم. جاجاي گليداغ براي من خاطره است. خاطره اي که هر وقت بيادش مي افتم، تنم بلرزه درمي آيد.»(آواي صحراـ صقحه 87). و واقعا چه کسي بهتر از مردان که خود نيز « از خاک خود دور افتاده» مي تواند هاجر گلجه را دريابد؟

ايل و طايفه بازي ها، از خود وازغريبه خوردن ها، غرور و تعصب در جاي جاي داستان بطرز برجسته اي نمايان است. «ايلي که زمان بدجوري دارد به آنها بازي مي دهد. آنها حتي قادر نيستند بدانند که دوست کدام است و دشمن چه کسي است. هم از خودي ضربه مي خورند، هم از غير. اگر از آنها بپرسي براي چه مي جنگيد؟ جواب درستي تحويلت نمي دهند. انتقام! اين جواب آنهاست. چون آنها ميکشند، ما هم ميکشيم. آنها براي چه ميکشند؟ خواهند گفت براي اينکه اينها ميکشند. همينطور کشتار و کشتار و کشتار.»( آواي صحراـ صفحه 90)

وظيفه مردان است که پيام آور صلح باشد، منجي صلح باشد. اما متقاعد کردن ديگران کار آساني نيست و راه پر فراز ونشيبي در پيش روست. راه اتحاد جعفرباي ها و آتاباي ها سرشار از حوادث هيجان انگيز، سرشار از تلاش و کوشش، سرشار از نيرنگ و توطئه و سرشار از دسيسه هاي روس ها و ايراني هاست.

آواي صحرا کتابي ست که مي توانم آن را بگرمي به ديگر خوانندگان توصيه نمايم تا لحظاتي شيرين و هيجان انگيز و صد البته آموزنده را با قهرمانان داستان داشته باشند.

 

 


آیا ترکمن را می شناسید؟
 
ترکمن کیست ؟
گروههايي كه هم اكنون « تركمن » ناميده مي شوند قبلا »غز « ، »غوذ « و يا» اغوذ « ناميده مي شدند كه از نام جد مشترك آنها يعني» اغوذخان « گرفته شده بود ، در اينكه چرا آنها تركمن ناميده مي شدند ، دليل قانع كننده اي وجود ندارد ، تنها در كتب قديمي به اين مطلب بر مي خوريم كه تركمن ها در جواب « تو كي هستي ؟ » مي گفتند « ترك من » يعني من تركم و نيز گفته شده است كه لفظ تركمن براي تمايز آنها از تركها به آنها داده شده است كه نخست « ترك مانند » بوده و در اثر كاربرد در طي زمان و به مرور « تركمن » تغيير شكل يافته است .
به هر صورت ، تركمن ها گروهي زرد پوست بوده اند كه نخست در مغولستان سكونت داشته اند و سپس كم و بيش به طرف غرب منطقه و تركمنستان آمده اند ، در ضمن در طي زمان به تدريج با غير تركمن ها مخلوط شده اند
در» برهان قاطع « آمده است كه اغوذ ها ( تركمن ها ) ، نخست در مغولستان زندگي مي كردند ، در كتيبه ي اورخان كه متعلق به قرن هشتم است از آنها ذكر شده است ، ولي مورخان آنها را ترك و نه تركمن ، به حساب آورده اند
در دايره المعارف چيني قرن هشتم گفته شده است كه تركمن ها در غرب زندگي كرده و در آنجا « تو - كو - مونگ » (TO-KU-MONG) خوانده مي شدند
از طرفي مي توان گفت كه» تو - كو - مونگ « نام ديگر كشور» آلان « است كه مردم» اغوذ« در قرن دهم در آنجا زندگي مي كردند ، در حال حاضر تركمن ها در تركمنستان شوروي و تركمن صحراي ايران زندگي مي كنند
بعضي از گروههاي تركمن نيز در افغانستان ساكنند ، گروهي از تركمن ها درياي خزر را دور زده و هم اكنون در تركيه و عراق به سر مي برند
<<< تركمن بودن سه شرط اساسي دارد
هر تركمن بايد در شجره ي تركمن ها جاي داشته و يا اينكه از نوادگان فرزندان دست دوم تركمن باشد
بايد بتواند به لهجه تركمني صحبت بكند
سرانجام مسلمان سني حنفي باشد
 

 


راهنمای نقد کتاب
 

                                           شیوه نقد

 

منتقد برای تهیه انتقاد کتاب باید کتاب را عمیقاً مطالعه کند. البته برای نوشتن معرفی کتاب می‌توان کتاب را به شیوه فنی و اختصاری خواند و به اصطلاح میان‌بر زد، و مقدمه و پیشگفتار و نتیجه و معرفی پشت جلد یا خلاصه فصلها و نظایر آنها را خواند و گزارش کوتاهی –بدون ارزیابی- از آن به دست داد. ولی نقد کتاب بدون خواندن کامل کتاب- وسوسه یا خطری که ممکن است ناقدان حرفه‌ای و پرکار را تهدید کند- اگر هم با ترفند زدن امکان داشته باشد، به سان چراغ دروغ بی‌فروغ است و از مقوله گندم‌نمایی و جو فروشی است.

 

منتقد مسئول حداقل باید یک بار اثر مورد انتقاد خود را بخواند و در طی این خواندن، به کمک علایم و اشاراتی که در حواشی کتاب به جا می گذارد، یا «خارج‌نویس» کردن مطالب مورد نیاز، یادداشتهای کافی برای تحریر مقاله و در واقع نقد خود فراهم کند. خواندن منتقدانه، مثل خواندن ویراستارانه، خواندن عادی نیست، خواندنی است عمیقتر و دقیقتر، همراه با ارزش‌گذاری و یادداشت‌برداری.

 

باید به هر کتاب از دو جنبه کلی نگاه کرد: الف) از نظر صورت؛ ب) از نظر محتوا. البته در این تقسیم نمی‌توان خط قاطعی بین مسائل محتوایی و صوری کشید. فی‌المثل نثر یک اثر غیرادبی آیا از مقوله صورت است یا محتوا؟ لذا این تقسیم‌بندی استعجالی و برای تسهیل بیان مطلب است.

 

الف) ارزیابی و انتقاد صوری: 1) ارزیابی صوری کتاب از قبل از بای بسم‌الله آغاز و به بعد از تای تمت ختم می‌گردد. منظور از قبل از بای بسم‌الله این است که منتقد باید به بررسی صحت صفحه عنوان –و تطبیقش با عنوان روی جلد و صفحات پیش از متن، از جمله صفحه حقوق بپردازد. و اگر مؤلف (یا مترجم یا مصحح) یا همکارش- یعنی ناشر- از استانداردهای رایج عدول کرده‌اند، آن را یادآور شود و یا اگر به روی آنها نمی‌آورد از آن به سایر بی‌دقتیهای متن رهنمون گردد. کتابهای فاقد صفحه عنوان به کلی بی‌سابقه نیست، به ویژه هنگامی که یک کتاب چاپ سنگی، به شیوه افست تجدید چاپ می‌شود،‌ گاه دیده شده که صفحه عنوان عادی برای آن نمی‌گذارند. بعد از صفحه عنوان نوبت به صفحه پشت آن یعنی صفحه حقوق می‌رسد که بسیاری از کتابهای چاپ ایران، هنوز از این نظر کامل نیستند. یعنی فی‌المثل در یک اثر ترجمه شده اگر نام کامل مؤلف را می‌آورند (که باید به خط لاتین هم بیاورند) عنوان اصلی اثر را به همان زبان اصلی یاد نمی‌کنند. یا فی‌المثل نمی‌نویسند که یک اثر چاپ چندم است. یا –و این رایج‌ترین نقص بسیاری کتابهاست- تاریخ چاپ اثر را ذکر نمی‌کنند و نظایر آن.

 

2)سپس نوبت به فهرست مندرجات می‌رسد. نداشتن فهرست مندرجات (آنجا که لازم است، نه فی‌المثل در یک رمان) یک عیب اساسی است و منتقد باید این خطا را بگیرد و بگوید.

 

3)سپس نوبت به پیشگفتار یا مقدمه مؤلف یا مترجم می‌رسد. ابتدا باید گفت پیشگفتار [=foreword/preface] با مقدمه [=introduction] فرق فنی دارد. پیشگفتار ربط ماهوی و مستقیم با محتویات کتاب ندارد، ولی مقدمه ارتباط ماهوی و محتوایی دارد و گاه بدون خواندن آن نمی‌توان به خوبی از یک اثر سر درآورد. پیشگفتار بر محور مسائل جنبی نظیر نحوه و شرایط تهیه یک اثر یا تجدید چاپ آن یا سپاس از دست‌اندرکاران ویرایش و نشر و حکایت تجدید نظر مؤلف در طبع چندم یک اثر و نظایر آن دور می‌زند. در مقدمه غالباً تز یا طرح اولیه یک اثر به اختصار مطرح می‌گردد و مؤلف هدف خود را از نگارش آن اثر و مباحث اساسی آن را با خواننده در میان می‌گذارد. و گاه تفصیل یا اثبات یک امر یا مسأله مجمل را که در مقدمه آمده به عهده متن می‌گذارد. منتقد باید هشیار باشد که آیا به این وعده‌ها در متن عمل شده و آیا مؤلف از عهده شرح و اثبات آن برآمده است یا خیر.

 

4)سپس باید به منطق و روش تدوین اثر پرداخت که آیا خوش تدوین است یا کلافه و درهم و برهم. این مسأله خود از مقوله محتوا نیست ولی بیش از هرچیز بر محتوا و ابلاغ آن تأثیر می‌گذارد. ممکن است یک اثر از نظر محتوا برجسته و بدیع باشد ولی از نظر تدوین مغشوش و سردرگم باشد. باید دید رابطه فصلهای کتاب طبیعی و منطقی است یا نه. ممکن است فصلهای بلند و در عین حال درخشانی در یک کتاب باشد که وقتی به دقت در آن نگریسته شود معلوم شود که خود یک رساله جداگانه است که ربطش با سایر بخشهای آن کتاب فقط در وحدت مؤلف است، نه در وحدت موضوع. در این مواقع منتقد می‌تواند ایراد بگیرد و حذف آن فصل را –برای چاپهای بعد- به مؤلف پیشنهاد کند.

 

گاه ممکن است یک اثر، با آنکه باید به فصلها و زیرفصلهای متعددی تقسیم شود، راستا و یک تکه سراسر کتاب را بدون هیچ‌گونه تقطیعی در موضوع، یا تنفسی به خواننده، طی کرده باشد. این هم ایرادی اساسی است و باید گوشزد کرد.

 

اگر اثر مورد انتقاد ترجمه است باید دید که آیا مترجم تدوین و تبویب متن اصلی را رعایت کرده است یا نه، و اگر نکرده چه دلیل عملی یا عقل‌پسندی داشته است. در بسیاری از موارد دیده می‌شود که مترجم از پاراگراف‌بندی متن اصلی، بدون هیچ دلیل عدول می‌کند. حتی عدول از نقطه‌گذاری متن اصلی هم باید موجه و مفید به حال خوانندگان باشد، تا چه رسد به مسائل مهمتر. در تصحیح متون نیز نقطه‌گذاری، و پاراگراف‌بندی حایز اهمیت است چه غالب متون قدیمی از اول تا آخر کتاب حتی یک بار هم به سر سطر نمی‌آیند، و حتی یک نقطه –یا سایر علامات سجاوند در سراسر آنها به کار نمی‌رود. انجام این وظیفه از مصحح انتظار می‌رود، که حتی می‌تواند از پیش خود [آزادانه یا در قلاب] عنوانهای اصلی و فرعی بگذارد و کتاب را خوانا و شیوا کند.

 

5)یکی از مسائل مهم صوری یا صوری-محتوایی، نثر یک اثر اعم از ترجمه یا تألیف است که حتماً باید شیوا و رسا باشد. سلامت نحو و نثر از نخستین بایستنیهای یک اثر است. گاه بیماری نحو و نثر بر محتوا نیز اثر می‌گذارد و محتوا را بیمارگونه و بی‌ربط می‌نمایاند. هرگونه بی‌روشی و بی‌اعتدالی در نثر اثر –از جمله فارسی‌گرایی یا سره‌نویسی یا عربی‌زدگی یا فرنگی‌مآبی افراطی- را باید گوشزد کرد و نادرست شمرد. سبک و سلیقه شخصی و ذوق ورزی فقط تا حد معینی مجاز و مقبول است. همین طور واژگان‌سازی و واژگان‌بازی نباید از سر سیری و تفنن باشد، و محتوا یا شیوه عادی و عرفی اهل زبان را تحت‌الشعاع قرار دهد. به ویژه در زمینه‌هایی که معادلها و مترادفات پسندیده و جاافتاده‌ای وجود دارد. بعضی از اهل قلم هستند که از به کار بردن عبارات کلیشه، و به طور کلی کلیشه‌های عادی زبان که بافت پیوندی هر زبانی را تشکیل می‌دهد پرهیز دارند و با آوردن تعبیرات و ترکیبات خود ساخته فراوان، غرض خود را –اگر اصولاً غرضی داشته بوده باشند- نقض و نخستین وظیفه زبان را که تفهیم و تفاهم است نفی و وقت خوانندگان را تلف می‌کنند. زبان میراث مشترک است و همه اهل زبان و اهل قلم در حفظ و انتقال آن مسئولیت مشترک دارند و تصرفات من درآورده در زبان جایز نیست و منتقدان در این‌باره مسئولیت خطیری دارند.

 

6)در بخش پایانی کتابهای تحقیقی معمولاً انواع فهارس یا ضمائم می‌آید. اگر یک کتاب تحقیقی –فی‌المثل علمی یا تاریخی- فهرست موضوعی یا اعلام نداشته باشد، نقض آن است و باید یادآور شد. در مورد ضمایم باید میزان ربط یا بی‌ربطی آنها را با متن سنجید. طبعاً ضمایم حجیم و کم‌ربط از معایب یک اثر است. داشتن یا نداشتن تصویر و نمودار و طرح و جدول و نظایر آن را- در مورد آثاری که باید واجد آنها باشند- باید مدّ نظر داشت.

 

7)دیگر از مسائل صوری توجه به صحت چاپ اثر است. ظرافت و نفاست در جای خود مطبوع و غالباً مستحب است؛ آنچه در درجه اول واجب است برآوردن حداقل انتظارات معقول است. به مصالح چاپ وقتی می‌توان –و باید- ایراد گرفت که صفحات بر هم سایه بیندازد یا فرضاً مرکب محو، یا حروف ساییده یا اندازه حروف نامتناسب با متن، خیلی درشت یا خیلی ریز باشد. اگر داستان یا ادبیات کودکان یا دیوان شعر با حروف ریزتر از عادی باشد همان‌قدر نامتناسب است که یک فرهنگ لغت یا دایرةالمعارف با حروف درشت.

شایع‌ترین عیبی که لازم است منتقد به آن توجه کند فراوانی نسبی اغلاط مطبعی است، که مسئولیت مشترک ناشر و صاحب اثر است. افشاگری در این امر حساسیت و آگاهی مؤلفان و ناشران را افزایش می‌دهد و مآلاً به بهبود و بهداشت چاپ کمک می‌کند.

 

8)به اشکالات صحافی نیز اگر در اثر پیدا شود، فی‌المثل فرمها غلط صحافی شده یا یک فرم جا افتاده باشد، باید توجه داشت؛ همچنین به سستی شیرازه کتاب و تناسب یا عدم تناسب روی جلد و آرایشهای آن.

 

9)دیگر از مسائل صوری، سیستم ارجاعات و پانویسها یا یادداشتهای پایان فصل یا پایان کتاب است که باید زودیاب و معقول باشد. در بعضی کتابها به جای به کار بردن اعداد عادی در متن و پانویس، از یک ستاره و دو ستاره و چند ستاره و دشنه و خنجر و صلیب و غیره استفاده می‌کنند که قیافه مضحکی به کتاب می‌دهد.

 

ب)ارزیابی و انتقاد محتوا: از آنجا که محتوای کتابها متفاوت است، شیوه نقد و ارزیابی آنها نیز تابع محتوا است. آثار علمی و هنری و سیاسی را با یک مجموعه از معیارهای ثابت و همسان نمی‌توان ارزیابی کرد. یک دیوان شعر وجه شبهی با یک رساله فلسفی یا یک کتاب درسی مربوط به شیمی ندارد، مگر شباهتهای صوری نظیر مقدمه و فهرست مندرجات و فهرست اعلام و فصلهای چندگانه و نظایر آن، که شرحش گذشت.

در اینجا درباره دسته مهمی از کتابها یعنی آثار ادبی اعم از شعر یا داستان یا نمایشنامه یا ادبیات کودکان و نوجوانان بحثی نمی‌کنیم. هرچند شمه‌ای از آنچه در اینجا مطرح کردیم به این دسته از آثار هم قابل اطلاق است، ولی بعضی معیارهای ارزیابی آنها و در آنها سبکها و مکتبهای گوناگونی حاکم است متفاوت است که ارزیابی و انتقاد آنها را پیچیده‌تر می‌سازد و زمینه اصلی بررسی آنها خود فن پیشرفته نقد ادبی و سخن‌سنجی است.

 

 

 


 

          خلاصه ای از عملکرد نازجان ولی پو ر



1- دريافت كمك بلاعوض به مبلغ دو ميليارد ريال به شهرداريهاي حوزه انتخابيه از وزارت كشور .

2- دريافت مبلغ چهارميليارد ريال جهت دوبانده نمودن پل خواجه نفس از سازمان مديريت و برنامه ريزي

3- دريافت مبلغ دويست ميليون ريال از سازمان ملي جوانان كشور جهت خريد وسايل تربيت بدني.

4- تصويب مبلغ بيست ميليارد ريال در بودجه سال 82 جهت توسعه آب روستايي.

5- دريافت مبلغ بيست ميليارد ريال جهت توسعه آب بندان سبز دشت قلعه ها و گميشان كشت.

6- دريافت مبلغ ششصد ميليون ريال جهت اتمام پروژه و تجهيز درمانگاه تخصصي بيمارستان بندتركمن.

7- دريافت مبلغ يك ميليارد ريال از دو فرد خير تهراني جهت احداث دبيرستان 2 طبقه در گميشان.

8- دريافت مبلغ يك ميليارد و هشتصد ميليون ريال جهت اتمام پروژه مجتمع فرهنگي هنري بندرتركمن از وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي.

9- دريافت مبلغ يكصدو پنجاه ميليارد ريال جهت تسهيلات پرورش ميگوي گميشان.

10- دريافت مبلغ ده ميليارد ريال جهت احداث شهرك توريستي آشوراده.

11- دريافت مبلغ يك ميليارد و پانصد ميليون ريال جهت واگذاري 15 هكتار از زمين هاي اسكله و بازسازي آن.

12- دريافت مبلغ يك ميليارد و ششصد ميليون ريال از دفتر مناطق محروم رياست جمهوري جهت تكميل راههاي روستايي.

13- دريافت مبلغ بلاعوض سيزده ميليارد ريال بابت عوارض خشكسالي.

14- كسب مجوز پالايشگاه نفت شمال گميشان توسط شركت آرين نيك در تاريخ 6/10/82 با قابليت جذب پنج هزار نفر مستقيم.

15- كسب مجوز منطقه ويژه اقتصادي بندرتركمن.

16- راه اندازي شهرك صنعتي پنج پيكر پس از ركود ده ساله.

17- كسب مجوز كارخانه نورد در شهرك صنعتي بندرگز با اشتغال زايي چند صد نفر.

18- كسب مجوز سه كارخانه بزرگ روغن كشي به روش استراكشن از وزير محترم صنايع و معادن.

19- تخصيص بيشترين اعتبار تسهيلات خود اشتغالي و كارفرمايي به حوزه انتخابيه.

20- كسب مجوز شهرك صنعتي كردكوي از وزارت محترم صنايع و معادن و تصويب آن در هيئت دولت.

21- ايجاد بازارچه هاي ساحلي در اسكله بندرتركمن.

22- كسب مجوز واگذاري زمين پيام نور و مركز فني حرفه اي بندرتركمن از وزير محترم مسكن و شهر سازي.

23- كسب مجوز احداث مجهزترين مركز فني حرفه اي علوم و فنون دريايي شمال كشور در بندرتركمن.

24- كسب مجوز خط 250 پوندي گاز آق قلا- بندرتركمن و لوله كشي گاز تمام روستاهاي حاشيه خط آلمان و دريافت كليه اعتبارات آن.

25- دريافت مجوز هزينه خود ياري گاز روستاها از 10% به 5% و آن هم بصورت تقسيط .

26- كسب مجوز استخدام پيماني براي كليه مدرسين فقه حنفي تركمن صحرا .

27- دريافت مجوز و تامين اعتبار لوله كشي گاز كليه روستاهاي حاشيه نشين جنگل .

28- كسب مجوز حاشيه اترك به عنوان منطقه محروم كشوري جهت سرمايه گذاري و ايجاد واحدهاي توليدي.

29- كسب مجوز بزرگراه كلاله- گليداغ- آشخانه و وصل به استان خراسان.

30- كسب مجوز شهرك صنعتي اينترنتي در غرب استان.

31- تصويب شهر سيمين شهر و دريافت اعتبارات بلاعوض و وسايل نقليه.

32- راه اندازي و تجهيز درمانگاه تامين اجتماعي بندرتركمن.

33- انجام عمل جراحي قلب باز در بيمارستان كردكوي توسط پزشكان معتبر جهاني.

34- راه اندازي فني و حرفه اي گميشان.

35- كسب مجوز بيمه محصولات جوديم از وزير محترم جهاد كشاورزي.

36- حل مشكل گزينش صدها نفراز خواهران و برادران حوزه انتخابيه واشتغال به كار آنان.

37- كسب مجوز ودريافت اعتبارات در خصوص لايروبي گرگان رود و خريد لايروب.

38- كسب مجوز ودريافت اعتبارات مجتمع ورزشي آشوراده، مجتمع چند منظوره تختي بندرتركمن، سالن ورزشي سيمين شهر، سالن ورزشي بانوان گميشان.

39- تامين اعتبار احياء زمين چمن استاديوم قاندومي بندرتركمن و مجوز ساخت پيست دو و ميداني.

40- كسب مجوز زمين عيدگاه چپاقلي و صيد آباد از رياست محترم بنياد مسكن انقلاب اسلامي.

41- كسب مجوز واگذاري خانه هاي سازماني خواجه نفس با حداقل قيمت واجاره به شرط تمليك.

42- كسب مجوز طرح هادي اكثريت روستاهاي حوزه انتخابيه و تامين اعتبار جهت چندين روستا.

43- كسب مجوز بررسي لوله كشي گاز روستاهاي مرزنشين از طريق خط گازتركمنستان.

44- دريافت اعتبارات كامل جهت ترميم، بازسازي و آسفالت مسير قارقي- بصيرآباد

45- دريافت چندين دستگاه لودر، كاميون، كاميونت، نيسان به شهرداريهاي حوزه انتخابيه.

46- كسب مجوز طرح بزرگ فاضلاب گميشان.

47- كسب مجوز 30 هكتار زمين از امور اراضي گميشان جهت ايجاد فضاي سبز و تفريحي.

48- كسب مجوز خريد ساختمان ثبت اسناد و املاك بندرتركمن.

49- كسب مجوز مرزباني درجه 1 شهرستان تركمن.

50- دريافت اعتبارات جاده بندرگز، بلوار شهيد بهشتي و شهيد آرخي بندرتركمن جهت ترميم و آسفالت.

51- كسب مجوز خط ديجيتالي مخابراتي 10 هزار شماره اي بندرتركمن، كردكوي و 5 هزار شماره اي گميشان از وزير محترم پست تلگراف و تلفن. 

52- كسب مجوز و افتتاح گمرك بندرتركمن.

53- دريافت اعتبارات مالي از سازمان بهزيستي كشور و اختصاص آن به ادارات بهزيستي جهت كمك به مددجويان.

54- دريافت اعتبارات مالي از بنياد جانبازان و اختصاص آن به ادارات جانبازان جهت كمك به جانبازان عزيز.

55- دريافت اعتبارات مالي و البسه و مواد غذايي از كميته امداد حضرت امام(ره) و توزيع آن به مستمندان

56- حل مشكل گازرساني روستاهاي خواجه نفس وتابعه از طريق ادارات راه ترابري، آب فاضلاب و جهاد كشاورزي با دريافت 90 درصد تخفيف.

57- توزيع كنتور آب به صورت رايگان به خانواده هاي بي بضاعت.

58- اتمام لوله كشي آب كليه روستاهاي حوزه انتخابيه.

59- تحويل چندين دستگاه رايانه به حوزه هاي علميه.

60- كمك به بيماران نيازمند جراحي (قلب- كليه- چشم)و انجام عمل جراحي بصورت رايگان براي بيش از چهارصد نفر.

61- تجهيز كتابخانه هاي حوزه انتخابيه به رايانه، كولر و دريافت بيش از بيست هزار جلد كتاب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

62- دريافت اعتبارات كافي جهت طرح تقويت بنيه علمي دانش آموزان مناطق محروم از وزير محترم آموزش و پرورش. 

63- توزيع كتب كمك درسي به مدارس منطقه.

64- دريافت چندين دستگاه زيراكس و رايانه از وزير محترم آموزش و پرورش و تحويل آن به مدارس منطقه.

65- تجهيز ستادهاي قرآني به نوارهاي آموزشي قرآن.

66- دريافت اعتبار جهت خريد لباسهاي سنتي ذكر خنجر به گروههاي مختلف.

67- ثبت آثار باستاني حوزه هاي انتخابيه در ليست آثار ملي و تاريخي.

68- مسافرت به كشور تركمنستان در خصوص روند آزاد سازي صيادان بازداشت شده.

69- تقويت مجتمع آبرساني آق امام، سيمين شهرو آرخ بزرگ.

70- تذكر در صحن علني مجلس به وزيران جهاد كشاورزي، فرهنگ و ارشاد اسلامي، امور خارجه، كشور، نيرو، بهداشت درمان و آموزش پزشكي راه و ترابري و .... در زمينه هاي مختلف و پيگيري آن تا حصول نتيجه و ايراد سخنراني نطق هاي قبل از دستور 3 بار در طول 2 سال.

پيگيري ها:

 

((هرچند در خصوص موارد ذيل ديدارها و مكاتبات و موافقت هاي اوليه صورت گرفته اما چون هنوز قطعيت نيافته است در بخش پيگيري ها قيد شده و به اميد خدا درجهت انجام و اتمام آن تلاش وافر به عمل خواهد آمد.))

 

1- ارتقاء فرودگاه گرگان به صورت بين المللي بخصوص جهت عزيمت حجاج .

2- ايجاد منطقه آزاد تجاري بعنوان عامل مهم توسعه در دشت هاي وسيع تركمن صحرا.

3- اتصال راه آهن گرگان به گنبد و استان خراسان.

4- دانشگاه علمي جامع در استان گلستان.

5- ارتقاء‌گميشان به شهرستان و اتمام كار كارشناسي و تمام مراحل آن.

6- انتقال آب سد آلاگل به اراضي شمال گميشان.

7- ايجاد گرگان رود جديد در شمال گميشان با اعتبارسي ميليارد ريال.

8- انتقال آب سراسري از طريق كانال از مازندران به گلستان.

9- پذيرش كار صيد و صيادي به عنوان مشاغل سخت و زيان آور.

10- استقلال تربيت بدني نوكنده.

11- سالن سرپوشيده دو و ميداني بندر تركمن.

12- توسعه و دريافت اعتبار شبكه برق روستايي حوزه هاي انتخابيه.

13- احداث ميدان بزرگ بندرگز در مسير جاده اصلي.

14- استقلال اداره كار بندر تركمن.

15- ايجاد صندوق تعاون و بانك رفاه كارگران در گميشان.

16- واگذاري وتغيير كاربري محوطه راه آهن بندرتركمن.

17- افزايش مستمري روحانيون و طلاب اهل سنت.

18- احداث جاده مستقيم اسكله بندرتركمن.

19- دريافت مطالبات شركتهاي تعاوني پره اميرحمزه، ملانفس، شهيد رجايي

20- تشكيل ميز فرش تركمن و ايجاد تعاوني ها و زمينه صدور فرش دستباف تركمن به خارج.

21- فعال نمودن، بازسازي و راه اندازي اسكله بندرتركمن و بندرگز.

22- افزايش ساعات برنامه هاي تركمن سيماي گلستان.

23- چهار بانده نمودن خط كردكوي بندرتركمن بعنوان اتصال جنگل به دريا.

24- ايجاد صنايع كوچك توليدي در حوزه انتخابيه.

25- افزايش قيمت خريد ماهي وخاويار و پاداش بهره وري توسط شيلات از صيادان.

26- ايجاد صنايع بسته بندي ميگو، پرورش ماهيان خاوياري با سرمايه گذاران خارجي.

27- مجهز نمودن بيمارستانهاي حوزه انتخابيه به آمبولانس.

28- برقراري مطالبات و حق محروميت و نوار مرزي فرهنگيان منطقه.

29- ايجاد ناحيه صنعتي شيلاتي در شهرستان تركمن.

30- توسعه ميدان اسبدواني بندرتركمن.

 

 


ببینید و به یاد بسپارید
   عکس های ترکمنی

دختر ترکمن

عکسی از کورس اسب دوانی

زنان ترکمن در سالروز بزرگداشت مختومقلی فراغی


عکسی از یک خانواده ترکمن


مرد ترکمن با همسرانش

 

 


منوي وبلاگ

  RSS  


درباره وبلاگ
با سلام خدمت سروران گرامی بنده در حال حاضر در دانشگاه علامه تهران درکارشناسی ارشد رشته ی برنامه ریزی رفاه اجتماعی مشغول به تحصیل هستم و ضمنا در این وبلاگ قراره که همه چیز گذاشته بشه امیدوارم با نظرای مفیدتون من رو در پیشرفت این وبلاگ راهنمایی کنید شما دوستان می توانید از طریق ایمیل با من در ارتباط باشید.


آرشیو وبلاگ
آبان 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

لینک دوستان
نسیم نثری
مريم فاطمي
مريم گرايي
رقيه فلاح
علي نژاد
سامانيان
باقری
رسولی
شهروی
سمانه بياتي
دهقان زاده
ناز محمد ولی پور
گمیشان
ساوچی
بندر ترکمن
روستای قرنجیک
ترکمن مدیکال
دانشجویان ترکمن
شنیده های انتخاباتی
ترکمن های مقیم تهران
نخبگان کمیش تپه
هفته نامه صحرا
فصلنامه یاپراق
بسنجیده
گلشن مهر
کمش دفه تاریخی
دکتر فاضلی
فیروزی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه

گمیشان
گمش دفه
آرشیو پیوندهای روزانه
پرشین وبلاگ